گاهی واژه ها کم میشوند؛ یا نا توان و گنگ، در حال جان دادن به گوشه ای از ذهنم پرتاب میشوند؛

   گاهی الفبا برای من لال میشود و به نقض خودش فریاد میزند؛

   گاهی کاغذ بسیط آنقدر کوچک و تنگ می شود که نمیتوان روی آن نوشت،جایی نیست برای نوشتن؛

   گاهی همهء صناعات ادبی بیمار میشوند؛

   گاهی قلم فلج میشود در زیر دستانم،توان سر خوردن هم ندارد؛

 

  گاهی حرف هایت را برای "نگفتن" نگه داری بهتر است،

اصلا رنجش را خودم میبرم، تنها !

٢٧ مهر ۱۳٩٠ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط سپید نظرات ()
تگ ها: