همه ما کور شده ایم...

"وقتی میتوانی ببینی نگاه کن و وقتی نگاه میکنی مراقب باش..."

  

    - ترس آدم را کور میکند...ما همان لحظه که کور شدیم کور بودیم؛ترس ما را کور کرده است و همین ترس ما را کور نگه داشته است.

   - آدم کور باشد بهتر است تا مثل میسیونرهای ترسو این ور آن ور برود.

   - از خود پرسید کشتن کی لازم است و خود پاسخ داد:"وقتی که آنچه هنوز زنده است،مرده باشد."

   - کورها همیشه در جنگ هستند،همیشه در جنگ بوده اند...باز هم میکشی،مجبور که باشم میکشم و گرنه هیچوقت از این کوری رها نمیشوم...

   - کوری زندگی در دنیایی است که در آن امیدی وجود ندارد.

   - کورها نیازی به نور نداشتند،آنها درون خودشان نور داشتند آنقدر شدید که کورشان کرده بود.

   - ما کور هستیم چون مرده ایم،یا میخواهی طور دیگر بگویم،ما مرده ایم چون کور هستیم.

   - بدترین نوع کور آنست که نمیخواهد ببیند.

   - آنها که زنده اند بیشتر از مرده ها احتیاج دارند که برخیزند و برنمی خیزند.

  - سرزمین کورها؛سرزمین تاریکی سفید...

   - شاید بینایی ام را از دست نداده باشم،اما چون کسی نیست مرا تماشا کند کورتر میشوم.

   - چیزی به اسم کوری نداریم،فقط کور داریم؛در حالیکه تجربه به ما آموخت کور نداریم،کوری داریم...

   - فکر نمیکنم که کور شدیم،ما کور "هستیم"،کورهایی که میتوانند ببینند اما نمی بینند.

  

- زن دکتر بلند شد و دم پنجره رفت،به شهر از بالا چشم دوخت، به مردمی که شادمانی میکردند و آواز میخواندند،سر به سوی آسمان بلند کرد و همه چیز را سفید دید،لابد نوبت من شده است که کور شوم،از ترس به پایین چشم دوخت؛

شهر سر جایش بود.

 

چند سطر از رمان کوری

اثری از ژوزه ساراماگو

/ 6 نظر / 10 بازدید
Ali R

بد ترین نوع کوری ...

پارازیت های یک دیوانه

رمان کوری قصه انسان هایی بود که که معنویت از انها فرار کرده بود...عشق فرار کرده بود...یک وجود پر از غریزه کور خواهد شد...کور خواهد ماند... توصیه میکنم بینایی رو هم بخونید...کتاب قابل تاملیه..

علی ش

ما کور هستیم چون مرده ایم،یا میخواهی طور دیگر بگویم،ما مرده ایم چون کور هستیم. به قول قرآن: موتوا قبل ان تموت! " بمیرید; قبل از آنکه بمیرید!"

علی ش

سلام دوستان آپم... اگه وقت داشتین به ما هم یه سری بزنین...

علی ش

چرا آپ نمیکنیییییییی؟؟؟؟

درویشعلی

[دست][دست] [دست][دست] [دست][دست]